تاریخ انتشار : ۹ تیر ۱۳۹۳
کد خبر : 38902
نسخه چاپی نسخه چاپی
هنرمندم آرزوست...

ابتذال در رفتار و کلام هنرمندنماها تا کجا ادامه می یابد؟ + تصاویر

IMG16262360

وضعیت رو به سقوط برخی هنرنماهای داخلی آرام آرام در معرض عبور از مرزهای حیا و عفاف و ترویج بی بندوباری کلامی از سوی این افراد قرار گرفته است.

به گزارش ۸دی نیوز به نقل از خیبرآنلاین، تعدادی از افرادی که خود را هنرمند معرفی کرده و در لوای این عنوان، می کوشند تا به عنوان طبقه خاص و حساس، در نقش همیشه طلبکار از جامعه قرار بگیرند، علاوه بر حرمت شکنی های رفتاری در خفا و علن، رفته رفته مرزهای حیا و عفاف کلامی را نیز درنوردیده و بی محابا مسیر سقوط را برای خود هموار کرده اند.

این افراد، اگرچه در میان جامعه بزرگ و قابل احترام هنرمندان، تعداد کمی را به خود اختصاص می دهند، اما ظاهرا با استفاده از روابط زنجیره ای که میان خود و برخی متنفذان عرصه سینما و تلویزیون برقرار کرده اند، همیشه جایی از عرصه فیلم و فیلمسازی را در اشغال خود درآورده و بدین ترتیب، تصویر و نامشان به عنوان سوپراستارهای کاغذی در رسانه های مختلف دست به دست می شود.

بررسی عملکرد مشخص آشکار (و نه خصوصی) برخی از این افراد می تواند بیانگر نکات مهم و البته تاسف برانگیزی باشد.

قبل از ورود به مصادیق، مجددا به جهت نشر برخی نوشته ها و تصاویر که برای تبیین مساله ضروری است، از عموم مخاطبان پوزش می طلبد.

بهاره رهنما؛ طلبکاری با ادبیات سخیف

طی چند روز گذشته، بازنشر یک عکس بهاره رهنما، بازیگر سینما و تلویزیون، به عنوان یک سوژه داغ مطرح شد که البته واکنش بی ادبانه وی به سایتی که عکس او را بدون کم و کاست منتشر کرده بود، تاسف برانگیز است.

ماجرا از این قرار بود که در شبکه های اجتماعی عکسی با وضعیت نامناسب از این بازیگر زن منتشر می شود؛ عکسی که ظاهرا خاستگاه اولیه آن در صفحه اینستاگرام بهاره رهنما بوده است. انتشار این عکس در یک سایت خبری و توضیحی که ذیل عکس نوشته شده، موجب واکنش این بازیگر شده است.

231

سایتی که عکس این بازیگر زن را بدون دخل و تصرف منتشر کرده، در توضیح آن نوشته که تصویر آنقدر معلوم نیست که بتوان گفت ایشان کشف حجاب کرده یا نکرده، و در نهایت قضاوت را برعهده مخاطبان قرار داده است.

این بازیگر در واکنش شدید نسبت به اقدام سایت مذکور، بی آنکه به این سوال پاسخ بدهد که آیا این تصویر در مجموع برازنده یک بانوی مسلمان و بازیگری که قرار است در جامعه اسلامی فعالیت کند، هست یا نه، به ادبیاتی سخیف و بی ادبانه روی آورده است.

بهاره رهنما در بخشی از واکنش خود نوشته است: “حالا (…) نیوز شده عقل کل زندگی من یک عکس با کلاه از عکسای صفحه من برداشته و ادعا داره من کشف حجاب کردم! آخه (…) نیوز اولا که اون عکس رو من خودم منتشر کردم و عقلم میرسه آتو دست امثال شما ها ندم. دوم اینکه من نزدیک بیست و دو نمایش بازی کردم که تو همه اونها کلاه سرم بوده و هیچ بیماری تلقی کشف حجاب از اونا نکرده. سوم اینکه خودشان زیر عکس نوشته اند البته کیفیت عکس پایین است و معلوم نیست کلاه است یا نه قضاوت با شما که کمال فرومایگی است که چیزی را با شبهه به نمایش میگزارید. چهارم اینکه به فرض هم که یک عکس تکی از یک هنرپیشه زن در خانه اش جایی در اینترنت موجود باشد یا اصلا لو رفته باشد که موردش کم هم نیست ، در خانه خودش بوده اهل و عیالش از او عکس انداخته اند در کوچه و بازار که کشف حجاب نکرده، البته یادم رفته بود این جماعت را أمان بدهی به اتاق خواب و دستشویی خانه مان هم سرک میشکند“!

اگرچه توضیحات خانم بازیگر پاسخ های مستدل و منطقی بسیاری دارد، اما ادبیات مورداستفاده وی در خط پایانی نوشته اش، به تنهایی نشان می دهد که جامعه ایرانی با چه افرادی تحت عنوان “هنرمند” مواجه است. آیا استعمال چنین ادبیاتی برازنده یک بانوی ایرانی- اسلامی است؟

در اینجا بنای دفاع از اقدام آن سایت را نداریم اما جالب اینجاست که بهاره رهنما، با سروصدای بسیار از پلیس اینترنت درخواست کرده تا برای حفظ حرمت و امنیت افراد مشهور نظارت بیشتری بر اینگونه مسایل داشته باشد!

* شریفی نیا و نرگس محمدی و عکس منشوری!

محمدرضا شریفی نیا و نرگس محمدی که در قالب تشویق تیم ملی فوتبال و ظاهرا برای ساخت یک فیلم به تهیه کنندگی سید جواد هاشمی (حامی محمد خاتمی و میرحسین موسوی در انتخابات) به برزیل رفته بودند، دسته گل دیگری را از این جمع به آب دادند. آنها در یکی از خیابان های برزیل و در شرایطی که مهران غفوریان و لیندا کیانی هم در حاشیه تصویر دیده می‌شوند، در اقدامی سوال برانگیز و عجیب، سرهای خود را در قالب صورت‌های یک نقاشی با پوشش نامناسب قرار داده و مشغول خوشگذرانی شده اند. تصویر ذیل که تلاش شده به جهت عکس مستهجن آن ویرایش شود، نتیجه این اقدام مشترک بوده است.

14035_580

حقیقتا با این جماعت که نام هنرمند را بر روی خود نهاده اند، چه باید گفت؟ آیا این رفتار آنها نیز در راستای اقدامات فرهنگی(!) آنها بوده و یا آنان، در همدلی با همسفر خود، تاکید دارند که در این سفر نماینده ملت ایران نبوده اند؟ بازیگری مانند نرگس محمدی که همینک در سریال پربیننده “ستایش” همه هفته از آنتن صداوسیمای جمهوری اسلامی به خانه های مردم ایران وارد می شود، این همه تناقض را چگونه پاسخ می دهد و ملت کدامیک را باور کنند: ستایش چادری و مومن یا این تصویر منشوری را؟! شاید برخی بگویند که برای یک بازیگر اقتضا می کند که در هر فیلم، براساس نقشی که به او سپرده شده، به ایفای نقش بپردازد. به فرض که این مطلب صحیح باشد، حضور اینچنینی در یک سفر خارجی براساس کدام اقتضائات صورت گرفته است؟

بگذریم از اینکه در کاروان حاضران در برزیل گاف هایی مانند عدم توجه برخی بازیگران به پرچم کشورمان و ترتیب رنگ های موجود در آن به وفور وجود داشته و خدا بخیر کند الباقی تصاویری که منتشر نشده و یا شاید به مرور در فضای مجازی دست به دست بشود را…

IMG16262205

این افراد، اگرچه شاید به قول همسفرشان، هرگز خود را نماینده ملت ایران نمی دانند، اما آیا از نمایندگی یک زن و مرد مسلمان هم فراری هستند؟ و اصولا، آیا نمایندگی یک ملت یا یک مذهب، باید از سوی فرد خاصی به کسی الصاق شود یا هرکس بنابر شخصیت و شانی که برای خود قایل است، در همه جا به این نمایندگی افتخار می کند؟

چرا برخی بازیگران، نه در زندگی خصوصی، که در ملاعام، تصاویری مانند ذیل را با افتخار گرفته و منتشر می کنند و افکار مخاطبان را با تشویش می آزارند؟ چرا باید دو زن و مرد نامحرم، چنین تصاویری را بگیرند که در برخی رسانه ها، حتی شایعه ازدواجشان را به جهت این عکس ها منتشر کنند و بعد مجبور به توضیحات و تکذیبیه و… شوند؟ مگر این بازیگران در جامعه اسلامی مشغول فعالیت و کار نیستند؟

index

یک سفر دسته جمعی به برزیل آن هم به بهانه تشویق تیم ملی، با این همه اتفاقات ضدفرهنگی و ضدارزشی چه لزومی داشت؟ اگر از مباحث پرشبهه پیرامون هزینه های این جماعت و محل تامین آنها بگذریم، فردی مانند سید جواد هاشمی که ظاهرا به عنوان تهیه کننده مسئولیت این جمع را برعهده داشته، در برابر این اتفاقات چه پاسخی در چنته دارد؟ آیا باید حضور دایمی او به ظاهری حزب اللهی در فیلم های دفاع مقدسی را باور کنیم یا همراهی و تهیه کننده ای جمعی اینچنینی را؟! ضمن اینکه مسایل سیاسی وی و نزدیکی جواد هاشمی به سران فتنه در انتخابات های مختلف قصه پرغصه ای است که در این مقال مجال پرداختن به آنها نیست.

* محراب قاسم خانی؛ شلوارک پوش حاضرجواب

طنزپرداز سینما و تلویزیون کشورمان نیز در مدت زمان حضور در برزیل تحت عنوان “یار دوازدهم” از خود یک سوژه تمام عیار ساخت و البته عیار واقعی اش را نیز نمایان کرد.

محراب قاسم خانی که سفر پرخرج او و دیگر همسفرانش به کشور برگزارکننده جام جهانی ۲۰۱۴ و  تصاویر شلوارک پوشی اش در فضای مجازی بحث برانگیز شده بود، با انتشار اولین جوابیه، برای فرار از انتقادات و به سخره گرفتن آنها از ادبیات مبتذل بهره گرفت.

وی در بخشی از جوابیه اش با ابیاتی سخیف نوشت: “بله من مرتکب عمل شنیع شلوارک پوشیدن شدم. اصولا هر بار که به سفر خارج میرم و خصوصا در مناطق گرم مثل اینجا شلوارک میپوشم. جسارتا توى خونه هم همین کار رو میکنم. شاید باورتون نشه ولى توى استخر و دریا هم مایو میپوشم. با شرمندگى توى حموم حتى اون رو هم نمیپوشم“!

او که تلاش کرد تا همه چیز را به شوخی و طنز بگیرد، البته در همان جوابیه اصرار می کرد که خود را نماینده ملت ایران نداند و البته نمی دانست نمایندگی ملتی به بزرگی ایران اسلامی شایسته افرادی با لیاقت است.

IMG16262360

قاسم خانی وقتی متوجه شد که با انتشار این جوابیه، سیل انتقادات نسبت به او رو به فزونی گذارده، جوابیه دوم را منتشر کرد. جوابیه ای که اگرچه تلاش داشت به نوعی نویسنده اش را از زیر فشار منتقدان برهاند، اما باز هم تاکید کرد که: “اگه بعضى از دوستان و هموطنان لحن نوشته قبلى من رو متوجه نشدن و یا به خاطر این که یه متن شخصى که مخاطبش گروه محدودى بوده با بى توجهى و بد سلیقه گى در مطبوعات منتشر شده و باعث آزارشون شده ازشون عذر خواهى میکنم. این به اون معنى نیست که حرفهایى که زدم رو پس میگیرم. کماکان بر سر همون مواضع قبلى هستم و احساس میکنم محترمانه ترین پاسخ ممکن رو دادم به اون تعداد معدودى که شاید به دلیل سرخوردگى در زندگى و داشتن عقده هاى گوناگون با مخفى شدن پشت صفحات مجازى خودشون به فحاشى و هتاکى دیگران میپردازن“!

وقتی فردی که هنرش نویسندگی فیلم برای اقشار مختلف مردم جامعه است، ادبیات چاله میدانی خود را محترمانه می داند و بر آن اصرار می ورزد، چه توقعی هست که در فیلمنامه اش، باورهای عقیدتی و عرفی جامعه اسلامی ایران را مورد توجه قرار دهد؟ فردی که اوج افتخارش “تشویق شورت پوش ها با شلوارک هست” چگونه می تواند در کار حرفه ای‌اش فرهنگ غنی اسلامی- ایرانی را پاس داشته و در ترویج آن بکوشد؟

* رضا عطاران و خندان مردم حتی با پایین کشیدن شلوار

ماجرای افاضات رضا عطاران، بازیگر و کارگردان فیلم های طنز در جشنواره فیلم فجر هم آنقدر معروف شد که حتی واکنش تند پیشکسوتان هنرمند و قابل احترامی همچون جمشید مشایخی را نیز برانگیخت و عموم ملت ایران را در جریان اظهارات سخیف وی قرار داد. بازیگری که بی پروا می گوید: “یکی از دوستان منتقد چندی پیش در جایی گفته بود عطاران برای اینکه مردم را بخنداند حاضر است شلوارش را هم پائین بکشد. من حاضرم برای خنداندن مردم شلوارم را هم پائین بکشم. من یک ذره جلوی احساساتم را گرفتم اما این واقعا نیاز جامعه است“.

و…

با این حساب، به نظر می رسد هنرمندنماهایی که خود را در لوای قابل احترام “هنرمند” مستتر کرده بودند، آرام آرام از پوسته ظاهری خارج شده و ماهیت اصلی خود را در معرض دید مخاطبان خاص و عام قرار می دهند. افرادی که در برابر کوچکترین انتقادی، بلافاصله از ادبیات سخیف و مبتذل بهره گرفته و می کوشند همزمان با طنازی و مظلوم نمایی، عیوب آشکارشده توسط خود را پنهان کنند.

اینک، نوبت به واکنش جدی مسئولان فرهنگی و اجتماعی کشور است تا تکلیف خود را با این طبقه حساس و خودبرتربین مشخص کنند. کسی که در مجامع مختلف هنری و غیرهنری لیاقت نمایندگی ملت ایران را ندارد، چرا باید با پول بیت المال و برخی سازمان ها و نهادها که اکثرا از بیت المال است، فرصت تبلیغ اندیشه های ابتذال گرایانه را داشته باشد؟ بازیگری که هنوز ابتداییات پوشش یک زن مسلمان ایرانی را نمی داند و یا نمی خواهد خود را ملزم به رعایت اولیات حجاب کند و تصویر خود را در معرض دید مخاطبان عامش در فضای مجازی قرار می دهد، مگر می تواند هنرمندانه، به عنوان یک بانوی باحترام کشورمان در فیلم های مختلف به ایفای نقش بپردازد؟
یا آن دیگری که طنز را با لودگی و دلقک بازی اشتباه گرفته و با گستاخی، سخیف ترین جملات را به بهانه خندان مردم به زبان می آورد، چرا باید از امکانات بیت المال جهت ترویج و تبلیغ خود در این کشور بهره مند شود؟

جامعه بزرگ و قابل احترام هنرمندان کشورمان، مملو از افراد مردمی و ارزشی است که متاسفانه بسیاری از آنها به جهت قیل و قال هنرمندنماها و رانت رسانه ای و… آنها، در پشت خط سوپراستارهای کاغذی قرار گرفته اند؛ جامعه هنرمندی که اگر به اندازه نیمی از هنرمندنماها به آنها بها داده شود، هم میان سینما و جامعه آشتی واقعی (و نه صوری) برقرار می کنند و هم در ترویج فرهنگ غنی اسلامی- ایرانی کشورمان تلاش خواهند کرد.

يک ديدگاه

  1. سید سجاد می‌گه:

    چه فراوان است گلشیفته ها

نظرات خوانندگان
  • ۱) 8دی نیوز، نظراتی که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد.
  • ۲) حداکثر تعداد نظرات تودرتو ۵ عدد می باشد و بعد از پنجمین نظر ، به صورت خودکار این امکان غیر فعال خواهد شد.
  • ۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید.
  • ۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
  • ۵) در صورت وارد کردن صحیح ایمیل خود ،می توانید از قابلیت "مرا از نظرات بعدی این پست با خبر کن!" استفاده نمایید.

آخرین اخبار

در حاشیه